تابستون هم یه عمل دیگه دارم:
سنگین ترین خلاف زندگی من مصرف مرفین بوده که اونم وقتی پام شیکست تو اتاق عمل زدن و45دقیقه بیهوشم کرد فقط با چند میلی کاش مرگ هم به همین راحتی بود.
ولی این عمل معلوم نیست که چند دقیقه بیهوشم میکنن وچند میلی مرفین بهم طزریق میکنن.
شاید واسه همیشه با این دنیا خاموشه خاموشه خاموشم کنه مثله یه شمع روشن که کسی فوتش میکنه.
این عمل با همه عملهای دیگه فرق داره چون که قراره پیوند بزنن پیوند کسی با کسی یا چیزی نیست پیوند دل با دلم نیست پیوند چیزیه که همیشه میگن نداری جیگر با جیگره جیگرشو داری بسم الله...
دل می خواد اما کسی نیست که حتی داوطلب بشه بگه من دلشودارم بعد از 522نفر تازه نوبت خواهر منه معلوم نیست که تا اون موقع که برسه بگن دیر اومدید(همیشه خیلی زود دیر میشه)
راستش من دلشو ندارم چون که شیکوندنش وبقیه پاشونو گذاشتن روش ولی جیگرشو دارم اونم به اندازه یه کف دست.
اولین داوطلبی که جیگرشو داره منم.
جیگر آدم آتیش میگیره وقتی که ببینی کسی کنارت با یه نگاه ازت کمک بخواد وفقط با یه خنده جوابش رو بدی.
یه چیزی تو سینم خیلی سنگینی میکرد من نمی دوستم اون چیه؟
خیلی سخته سینتو بشکافن ولی درد دلت رو درست نکنن.
سخت تر از اون اینکه ببینی کسی جلو چشات پرپربشه.
سخته که با نگاهاش بخواد بغضتو بشکونه ولی نیگرش داری وبخندی.
هیچ وقت دوست نداشتم که رو بدنم یه خراشی باشه.
واسه اونی که دست منو محکم فشار میده متاسفم که امانت داره خوبی نبودم.
خیلی سخته که کسی جلوی چشات گریه کنه و از خداش مرگشو بخواد.
سخته به مشکلی بزرگ بگی که خدایی بزرگ داری ولی کمکت نکنه.
سخته که روزی بخوای کاری بکنی ولی جیگرشو نداشته باشی.(محتاجیم به دعا)
تورو خداحلالم کنید
گویند که دوزخی بود عاشق و مست، قولي است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق ومست دوزخي خواهد بود، فرداست بهشت همچون كف دست
ای مفتی شهر از تو بیدار تریم ، با این همه مستی ز تو هشیار تریم
تو خون کسان نوشی و ما خون رزان ، انصاف بده کدام خون خوار تریم
گویند کسان بهشت با حور خوش است ، من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار ، آواز دهل شنیدن از دور خوش است
این می چه حرامی است که عالم همه زان می جوشند ، یک دسته به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند ، خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند
آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت ، معشوق و شراب و می پرستی را ساخت
بی شک قدحی شراب نوشید و از آن ، سر مست شد این جهان هستی را ساخت
زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟ ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟
تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه؟
آتش دوزخ اگر قصد ِ تو و ما بکند تو که خشکی چه به من/من که تر هستم به تو چه؟
من همان مجنون مست یاغیم، روز و شب محتاج جام باقیم
یک شب کنار زاهد و یک شب کنار ساقیم، از باده مدهوشم كنيد
در خرقه پنهان ميكنم، مي را و كتمان ميكنم، ترك ايمان ميكنم
هي بشكنم پيمان و هي تجديد پيمان ميكنم،ترك ايمان ميكنم
از باده مدهوشم كنيد، پندم اي زاهد مده
با كه گويم، من نميخوام نصيحت بشنوم، آي مردم پنبه در گوشم كنيد
از باده مدهوشم كنيد، دردي كشم، بار رفيقان ميكشم
پر ميكشم همچون هماي، در آتشم اي واي و خاموشم كنيد
از باده مدهوشم كنيد، با كه گويم، من نميخواهم نصيحت بشنوم
آی آی آی مردم،پنبه در گوشم كنيد
من همان مجنون مست ياغی ام، روز و شب محتاج جام باقی ام
يك شب كنار زاهد و يك شب كنار ساغی ام،از باده مدهوشم كنيد
اين چه جهانی است؟! اين چه بهشتي است؟!
اين چه جهاني است كه نوشيدن مي نا رواست!؟ اين چه بهشتي است در آن خوردن گندم خطاست!؟
آي رفيق اين ره انصاف نيست، اين جفاست راست بگو راست بگوراست فردوس برينت كجاست!؟
راستي آنجا هم هر كس و ناكس خداست؟! راست بگو راست بگو راست فردوس برينت كجاست!؟
بر همه گويند كه هشيار باش، بر در فردوس نشيند كسي، تا كه به درگاه قيامت رسي
از تو بپرسد كه در راه عشق، پيرو زرتشت بدي يا مسيح، دوزخ ما چشم به راه شماست
راست بگو راست بگو راست آنجا نيز، باز همين ماجراست؟! راست بگو راست بگوراست فردوس برينت كجاست!؟
اينهمه تكرار مكن مي هماي، كفر مگو شكوه مكن بر خدا
پاي از اين در كه نهادي برون، در قل و زنجير برندت بهشت
بهشت همان ناكجاست، بهشت همان ناكجاست، واي به حالت هماي
واي به حالت، اين سر سنگين تو از تن جداست
نه نه نه نه، توبه كنم باز، حق باشماست


