آبی دریا قدقا
شوق تماشا قدقا
عشق دو ماهی قدقا
با هم و تنها قدقا
برای عشق تازه
اجازه بی اجازه
پچ پچ و نجوا قدقا
رقص سایه ها قدقا
کشف بوسه ی بی هوا
به وقت رویا قدقا
برای خواب تازه
اجازه بی اجازه
در اين غربت خانگی
بگو هر چی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو زنده باد زندگی
برای شعر تازه
اجازه بی اجازه
از تو نوشتن قدقا
گلایه کردن قدقا
عطر خوش زن قدقا
تو قدقا من قدقا
برای روز تازه
اجازه بی اجازه
اگه یه روز بری سفر
بری زپیشم بی خبر
اسیر رویا ها میشم
دوباره باز تنها میشم
به شب میگم پیشم بمونه
به باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری
چرا میری تنها میذاری
اگه فراموشم کنی
ترک آغوشم کنی
پرنده دریا میشم
تو چنگ موج رها میشم
به دل میگم خاموش بمونه
میگم که هر کسی بدونه
میرم به سوی اون دیاری
که توش منو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو
تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد
که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه
بذاره درد تو دوا شه
بذار بره تو تموم جونم
که باز برات آواز بخونم
اگه بازم دلت میخواد
یار یکدیگر باشیم
مثال ایوم قدیم
بشینیم و سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نزاری
اگه میخوای پیشم بمونی
بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست واستخونت
نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نزاری

