>>>>>>>>>>>>>>>>>در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
وحید Express
+
می نویسم یادگاری تا بماند روزگاری یکشنبه 1387/10/22ساعت 19:20 توسط وحید جهانگیری
|
باغبون
وحیدجهانگیری متولد 18/11/1300 مستعار:300 قد:195cm وزن:80kg تهران یوسف آباد 60-79 تهران پونک 80-86 تاسیس: 1385 عشق:آبی،بنفش،سبز تیم :اس اس ماشین:هامر،کادیلاک،جگوار غذا:فقط کتلت این وب برای عاشقیه که نمی دونه عشقش کجاست تو به معنیه عشق و عشق به معنیه تو و اون به معنیه عشق
×دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو . بلکه برای شخصیت که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
توی یک دیوار سنگی
دو تا پنجره اسیرن
دو تا خسته٬ دو تا تنها
یکی شون تو٬ یکی شون من
دیوار از سنگ سیاهه
سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بی صدایی
به لبای خسته ی ما
نمی تونیم که بجنبیم
زیر سنگینی دیوار
همه ی عشق من و تو
قصه از قصه ی دیدار
همیشه فاصله بوده
بین دستای من و تو
با همین تلخی گذشته
شب و روزای من و تو
راه دوری بین ما نیست
اما باز اینم زیاده
تنها پیوند من و تو
دست مهربون باده
ما باید اسیر بمونیم
زنده هستیم تا اسیریم
واسه ما رهایی٬ مرگه
تا رها بشیم٬ می میریم
کاشکی این دیوار خراب شه
من و تو با هم بمیریم
توی یک دنیای دیگه
دستای همو ُ بگیریم
شاید اونجا توی دلها
درد بیذاری نباشه
میون پنچره هاشون
دیگه دیواری نباشه