این پدر سوخته دل، این پدر سوخته دل
این پدر سوخته ی عاشق بی تاب دله
این که می گیره ز من شب همه شب خواب دله
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله
یا میگه بمون بمون، یا که برو یا که بیا
من یه فرمانبر بیچاره وارباب دله
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله
تار و پود من و این ناله و فریاد و فغان
تن من ساز پر از قصه و مضراب دله
این که بی صبر و قراره، همه شب تا به سحر
خلق عالم همه در خوابند و بی خواب دله
تو ز من غافلو من روی نیازم همه تو
تو نماز منی و گوشه محراب دل
من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
برای رسیدن به آرامش دل
من از مال دنیا چه آسان بریدم
من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
خدایا من از تو دولت نمیخواهم
متاع دنیا را شوکت نمی خواهم
فقط ز لطف بی کرانت به من عطا کن آرامش خاطر ای خالق قادر
خدایا من از تو دولت نمیخواهم
متاع دنیا را شوکت نمی خواهم
فقط ز لطف بی کرانت به من عطا کن آرامش خاطر ای خالق قادر
فقط ز لطف بی کرانت به من عطا کن آرامش خاطر
من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
سر مست و خراباتی پیمانه عشقم
با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت
درویش صفت عاشق ویرانه عشقم
با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت
درویش صفت عاشق ویرانه عشقم
من از بی نیازان به ثروت رسیدم
که از بی نیازی غنی تر ندیدم
پله پله، تا ملاقات خدا میروم
بی تحمل، سوی عرش کبریا میروم
از برکت نور عشق، ببین تا کجا، تا کجا، تا کجا میروم ،کجا میروم
باد صبا که میشود هر نفسش مُشک فشان
حکایت از عشق کند ، آورد از دوست نشان
عطر گلستان و چمن، پر شده در خیال من
مستی عارفانه ایست ، قصه شور و حال من
پله پله، تا ملاقات خدا میروم
بی تحمل ، سوی عرش کبریا میروم
از برکت نور عشق، ببین تا کجا، تا کجا، تا کجا میروم ،کجا میروم
صفای نیمه شبان ، عالمی دگر دارد
سکوت مطلق شب ، رازها به بر دارد
صفای نیمه شبان ، عالمی دگر دارد
سکوت مطلق شب ، رازها به بر دارد
دلم ز خلوت شب دل نمیکند زیاد
دعای نیمه شبان ، بیشتر اثر دارد
پله پله، تا ملاقات خدا میروم
بی تحمل ، سوی عرش کبریا میروم
از برکت نور عشق،ببن تا کجا تا کجا،تا کجا میرو ،کجا میروم
ای مهتاب عشق بتاب
ای باران عشق ببار
ای خورشید محبت، بسوزان
بنیاد جنگ و کینه ها را
آی آدمها بیایید، بشوویید
گرد و غبار سینه هارا
این همه حرص و تمع، برای چیست؟
آخه این دنیا مگر، سرای کیست؟
شاهان همه رفتند ، کاخاها به جا ماند
شاه و گدا مُردند ، دنیا به جا ماند
مهتاب عشق بتاب باران عشق ببار
چه کسی با خود بُرده ،زره ای از مال دنیا را
چه کسی پیمان بسته ، که ببیند صبح فردا را
وقتی آدم یه روزی ،فنا میشه
میمیره، روح از بدن جدا میشه
پس دیگه جنگ و جدال برای چیه؟
اونی که مونده تو این دنیا کیه؟
شاهان همه رفتند ، کاخاها به جا ماند
شاه و گدا مردند ، دنیا به جا ماند
مهتاب عشق بتاب باران عشق ببار
انسان چرا وقتی که، به قدرتی میرسه
خودش رو گم میکنه ، این همه ظلم میکنه
این عمر کوتاه ما ، تموم میشه یه روزی
طعمه خاک میشویم ، نیست و هلاک میشویم
شاهان همه رفتند ، کاخاها به جاماند
شاه و گدا مردند ، دنیا به جا ماند
مهتاب عشق بتاب باران عشق ببار
خدای توانا ، فرا خوانده مارا
به سوی آدمیت ، به نور حقیقت
خداوند عاشق ، فراخوانده مارا
به عشق و محبت ، نه بر خشم و نفرت
ما همه از خاکیم ، دوباره بر خاکیم
نه باقی مطلق ، نه باب افلاکیم
شاهان همه رفتند ، کاخاها به جا ماند
شاه و گدا مردند ، دنیا به جا ماند
مهتاب عشق بتاب باران عشق ببار
لحظه خدافظی ، به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد ، دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش ، اگر یک وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم
همسفر پرستوها میشم و برمیگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
رفتی و رفت از چشمام نور دو دیده
ز حالم بی خبر کی برمیگردی
غمگین تر از همیشه ، به انتظار نشستم
پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستوهای عاشق ، به خونشون رسیدند
اما چرا عزیز دل هرگز تو را ندیدم
گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم
همسفر پرستوها میشم و برمیگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
تو اونجا و من اینجا، امان از درد دوری
من ماندم و رویاها ، نه شوق و نه سُروری
امان از درد دوری امان از درد دوری
دور از تو من ندارم ، نه شور و نه غروری
آه ای خدای عالم ، تا کی غم صبوری
امان از درد دوری امان از درد دوری
هجرت اجباری اگر، از تو جدا کرده مرا
خیال نکن که لحظه ای ، عشقت رها کرده مرا
همش به خود امید میدم، به طفل دل نوید میدم
میگم تموم شد حادثه ، فصل رهایی میرسه
امان ، امان ، امان از درد دوری امان از درد دوری
دور از تو ناله غمت ، در دل من شکفته
اشکهام غمامو به همه ، دونه به دونه گفته
خدا میدونه بی تو من ، یه روز خوش ندیدم
گریه کرده هرکسی که قصه ام رو شِنُفته
امان ، امان ، امان از درد دوری امان از درد دوری
تو اونجا و من اینجا، امان از درد دوری
من ماندم و رویاها ، نه شوق و نه سُروری
امان از درد دوری امان از درد دوری
دور از تو من ندارم ، نه شور و نه غروری
آه ای خدای عالم ، تا کی غم صبوری
امان از درد دوری امان از درد دوری
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم
من دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم
من قانون را دوست دارم ولی ازپاسبان ها می ترسم
من عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم
من کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم
من سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم
من می ترسم پس هستم این چنین می گذرد روز ،روز گار من
من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
من از تو مینویسم كلام تازه ای
تو از من مینويسی كه پر آوازه ای
رسیده وقت رفتن نشسته تو چشام
سكوت مبهم تو شكسته تو صدام
برای كوچ آخر تو همراه منی
برای دل بریدن دلیل رفتنی
میمونه كنج سینم هوای انتظار
میخونم شعر رفتن تا برگرده بهار
تو دریای نگاهت شكسته قایقم
تو دنیای بزرگت غریبی عاشقم
برای شعر خوب تو میخونم
مسافر وقت رفتن خداحافظ بگو
تو كوله بار عشقی سفر تا راه دور
که زیر سایبون تو ميمونم
اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمومه آدما
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت میکنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت میکنم
وقتی گاهی من و دل تنها می شیم
حرفهای نگفتنی رو میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دوتا
خیلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه جدایی ما آدما
قصه دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه عشق
قصه سادگی گمشدمون
اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمون آدما
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت می کنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت می کنم
شوق سفر نداشتی , قصد گذر نداشتی
من با تو زنده بودم , اما خبر نداشتی , اما خبر نداشتی …
رفتی و توی قلبم , یادتو جا گذاشتی
روی تموم حرفات , یک دفعه پا گذاشتی , یک دفعه پا گذاشتی ….
بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره ؟ ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره ؟
بی تو چی مونده با من , جز یه صدای خسته
جز یه نگاه خاموش , جز یه دل شکسته, جز یه دل شکسته……
بال و پرم بودی خبر نداشتی , تاج سرم بودی خبر نداشتی
سایه به سایه هر طرف که بودم , همسفرم بودی خبر نداشتی …..
پر زدی و ندیدی , بال سفر نداشتم
گفتی رها شو اما, من دیگه پر نداشتم
کوه غم رو رو شونه هام دیدی و بر نداشتی
من با تو زنده بودم , اما خبر نداشتی, اما خبر نداشتی ……
از خاک در خاک دوباره از خاک (افلاك)
بلاخره خواهرم پنجشنبه11/4/88 عمل پیوندش شد و هنوز تو مراقبتهای ویژه در شیرازه 3ماه باید اونجا بمونه وتحت نظر باشه فقط دعا کنید کبدی که از یه دختر 18 ساله پیوند زدن جواب بده.
فقط دعا...
فقط دعا....
فقط دعا فقط دعا کنید.
دختر 18 ساله هنوز زندست در کنار من و توست
خدا به خانوادش مخصوصا به پدرومادرش صبر بده
مثله باران هزاران نور وبرکات بر قبرش ببارد برای شادی روحش صلوات

همه چی دروغ شده حتی عشق!!!

عشق يعنی حرف نزن ولی عمل کن
عشق یعنی حرف زدی پاش وایسا.دروغگو
آن خس وخاشاک تویی یا من؟؟؟
پست تر از خاک تویی یا من؟
من از جنس خاکم تو پست تر ازخاک
شور منم نور منم
ذوق وشوق منم
باذوق بی شوق تویی
عاشق رنجور منم
مشک پراز آب منم
زور تویی کور تویی
رستم دستان منم
هاله بی نور تویی
چشمه شفاف منم
دلیر بی باک منم
ترس تویی رزل تویی
مالک این خاک منم
عشق منم من منم
تیشه فرهاد منم
دروغ تویی حسود تویی
پس تو کیی؟؟؟
خل تویی چل تویی
گل منم گیاه منم یه جنگلم
شقایق عشق منم
بیل تویی کلنگ تویی
کشتیه تایتانیک منم
کلک تویی گرد تویی
به درد جرز دیوارمی خوری
صدامنم بیس منم
کرتویی لال تویی
به درد چوب بیلیارد می خوری
جهان منم
جهانگیرم
تهی تویی چون که تویی...
وطن یعنی طهران

