هرچند که هیچوقت دوسم نداشتی .امروز ۲ تا اس ام اس واست تایپ کردم اما نمیدونستم به کدوم شماره بفرستم همینجوری موند تو گوشیم تا وقتی که شماره تو بهم بدی.خدایا اگه من حقیرم تو که بزرگی اگه ارزوهای من واسم بزرگن واسه تو که کوچیکن.چرا حکمت کاراتو فقط خودت میدونی چرا مغز مارو انقد کوچیک ساختی که نتونیم درکت کنیم.فقط میدونیم هستی.
امروز روز عشقه خدایا نمیخوای بهم هدیه بدی ؟ تو که میدونی چی منو خوشحال میکنه؟ داشتن احساسای قشنگ .
پس منتظرم.ولی خدا لابد میگی من که عاشقت نیستم.آره میدونم
سهراب گفتی:چشمها را باید شست......شستم ولی !......... گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را کسی ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندیدند و گفتند: " دیوانه باران ندیده
نگو نگو قصه نگو قصه ی سر بسته نگو
از شب خاموش صدا شاعردل خسته نگو
قصه ی سر بسته نگو
شعر تو فریاد منه
درد من وتو مشترک
زخمه تو همزاد منه
گریه نکن گریه نکن گریه همیشه بی صداست
وقتشه فریاد بزنی شعر تو رنگ خون ماست
حیفه پرنده باشی و بالو پره تو وانشه
این همه تو این همه من حیفه بمیره ما نشه
ما هممون یک نفریم بایه سکوت با یه صدا
ما اسیره سرنوشت با هم غریب ازهم جدا
هیشکی به فکر هیشکی نیست
اسیره خود شدیمو بس
اسیره تو اسیره من اسیره این همه قفس
روبه گریه بازه جانم دلم از دنیا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بی صدا گرفته
گریه کن گریه کن گریه ای آواز خاموش
گریه کن گریه کن ای ترانه فراموش
گریه کن گریه ی باغ لاله های پرپر
گریه کن گریه ی منه لحظه های آخر
از کجای شرجی شب میشه دریارو صدا زد
به کدوم لحجه قربت میشه دنیارو صدا زد
کی صدا زد منو از شب من که مقلوب دوبارم
شب شبه خاموشو خالی من پراز نقش ستارم
این کدوم لحظه ی درد شب چندومه عذابه
که دقیقه قد سرشار از طلاطم عذابه
گله گل خونه من یکی یک دونه من چراغ خونه من اومدم باز
نمی خوام گریه کنم واسه مرگ غنچه ها تو به من هدیه بکن پره پرواز
خسته دلداری می خواد از شما یاری می خواد
توی قطیه بهار دل پرستاری می خواد
به منه غم زده دل مرده دوباره درس محبت بدهید
منه افسرده نا امیدو دوباره به خنده عادت بدهید
با من بگو از عشق ای آخرین معشوق
که برای رسوایی دنباله بهونم با بوسه ای آروم
خوابم رو دزدیدی تو شدی تعبیره رویای شبونم
من تو نگاه تو دنیامو می بینم
فردای شیرینم نازنینه من
چشمای تو افسانه نیست که تمومه خواب و خیالم بود
تقدیره من عشق تو شد که همیشه فکر محالم بود
شبهای تنهایی هم رنگ گیسوته
آغوشتو واکن بانوی مهتابی
دل واپسی هامو با خنده ای کم کن
که تویی پایان تردید و بی تابی
ای دل دل نبند دل رابگیرودل ببر
ای دل دردل دل نسوزان درچشم با اشک دل بسوزان
چشم رابازکن بادل نگاه کن
اخم را از چهره ات بیرون نشان کن دل را پاک کن باچشم نگاه کن
چشم با توام غصه وغم ازدل پنهان نهان کن
دل چوروزی شکست بندش مشکلست
چشم بانگاه اشک آلود بند بزن باغرورت رنگ ازچشمانت بزن
چشم بادل دل نسوزان غصه ازدل بیرون نهان کن
دل دردلت پنهان کن معشوقی چشم راآگاه کن عاشقی
چشم عاشق وحیرون نگاه...دل دل چوندید وعاشق چشم نگاهش دردل
دل ساخت ازعاشقی تک چهره ای چشم گشت حیرون ازنبود چهره ای
چشم دردل غصه ازدل چشم قوته ور درعشق دل
تاکه دل ازچشم خود درچشم اوخودرابدید چشم را آگاه وهردوبایک چشم بدید
دل بی تاب وچشم حیرون نگاهش دل زچشم گریونترو پیداشد خاطرخواش
دلم خوشحال وتنهایی شو پر کرده عشقش چشم گریونو تنها خیره مانده تو نگاهش
دلم عاشق ترازمجنون لیلا چشم شهلا ترازچشمان لیلا
دلم گریونترازچشمان چشمم چشم پرکشون درخون عشقم
لبم آشفته ازدرد و خجل یادها ز یاد رفتن ازته دل
وجودم سره نگاهش تنم گردون گرد چشمش
زجسم وتن هردو جداشدروح ازنگاه او به جزچشم ودل ز لب هرسه خیره مانده ازنگاه او
تنم ازروح آسمانهاوزمینها به یکباره جداشد ابرآمد بین ما
چوروحم بالای سرم بود صدای دل یک را سه سه راچوپنج می زد
چوگردون ساعت به دنیا همه ایست خورده به جزما
دلم شاکی ز چشم ریخت همی اشک که یادبرده ذلف اودر ره اشک
ماه ها زدل اشک ریختم خون دل خوردم ز دل چشم ساختم
چشم گشت دنبال دل او دوباره بیندعشق رادرچشمان او
رازهادارم ز دل ازچشمان او تادیدم ز یادنرفته چشمان ز چشمان او
یلداهاوعیدها پشت سر تاکه باشدروزی خوش تر
دل به راه منتظربود که آید روزی خوش ترکه بهمن ماه بود
خوش تر ازخوش خوشه هاودانه های انگوربود روزپیروزی وتولد دلداربود
نظر تون در رابطه با این شعر چیه؟؟؟
تنها کسی که خوب مرا درک میکند
یک روز زادگاه مرا ترک میکند
۱۸بهمن تولدم مبارک
نمیگم خطا نکردم من که ادعا نکردم
همه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم
عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی
واسه موندن تو اما به خدا دعا نکردم
می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نکردم
ما جایی قرار نذاشتیم جز تو کوچه های رویا
این دفه تو اومدی من به قرار وفا نکردم
زیر دینه ناز چشمات عمریه دارم می سوزم
تا خاکستری نشه دل دینمو ادا نکردم
اومدم واسه نصیحت به بهونه یه صحبت
عمرشون کلی تلف شد چون تورو رها نکردم
راه آسمون که بستس
گرچه قلبامون شکستس
تا به حال اینقد خدارو اینجوری صدا نکردم
تو منو گذاشتی رفتی خواستی من دیوونه ترشم
باورت نمی شه شاید آخه جون فدا نکردم
نامه های عاشقونه بانشونه بی نشونه
اما از کسای دیگس پس اونارو وا نکردم
یادته عکستو دادی بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز دیگه هرگز به کسی نگاه نکردم
تو از اون روزی که رفتی نه
تو رفتی که ببینی تا قیامتم تورو من از خودم جدا نکردم
سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن
هنوزم پرمیکشه دل واسه به تو رسیدن
واسه جواب نامت میدونم که خیلی دیره
بذا به حساب قربت نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سرتو با مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن آخه دنباله بهونم
حالمو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیف عاشق آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه بارون
چقد ازدریا ما دوریم بی گناهیم هردوتامون
بجوری به هم میریزه منو گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
میدونی که دست من نیست بازیای سرنوشته
رو قشنگا خط کشیده زشتارو واسم نوشته
باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه
اما عشکاتو نگه دار نذاراینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد
حاله من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو تو چشام عشقو ببینی
یادته منو تو داشتیم ساده زندگی میکردیم
ازهمین چشمه شفاف رفع تشنگی میکردیم
یه دفعه یه مهمون اومد عقلمو یه جوری دزدید
دلتو به روش نیاورد ازهمون دقیقه فهمید
اولش فکر نمی کردم که دلمرو برده باشه
یا دلم غوله چشای روشنشو خورده باشه
اما نه گذشت و دیدم دله من دیوونه تر شد
به تو گفتمو دلت از قصه من باخبر شد
اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده
توبازم طاقت آوردی مثله پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیز
بجوری دیوونتم من فکر نکن این اعترافه
همیشه نبودنه تو کرده این دلو کلافه
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودنو نبودن من
می دونم دوسم نداری مثله روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته
اما روحه من یه دریاست پره از موج و طلاتم
ساحلش تویی وموجاش خنجرای حرف مردم
آخ چه لذتی داره نازه چشماتو کشیدن
رفتنه یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
من که آسمون نبودم اما عشقتو یه ماه
سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناه
تو که چشمای قشنگت خونه صدتا ستارس
تو که لبخنده طلاییت واسه من عمره دوبارس
بیاو مثله گذشته جز به من به همه شک کن
من بدونه تو میمیرم بیا و بهم کمک کن
سلام کسی که تو دلم درخشید
من دیگه دوست ندارم ببخشید
بهتره که نپرسی علتشرو
چون که خودت ندادی فرستش رو
بهتره این نامه آخر باشه
فکرکنم این واسه ما بهتر باشه
من واسه اون کسی که دوس ندارم
نمی تونم شاخه گل بیارم
بین تو و اون روزا کلی فرقه
توآسمونت پره رعدو برقه
نه مهربونی نه واسم میخندی
هردریرو من میزنم میبندی
کو اون همه شعرای عاشقونه
کی بود بهم میگفت سلام بهونه
نه نه صحبت از سلام بهونه ای نیست
پرنده اینجاس ولی دونه ای نیست
خواستی فقط صاحب یه قفس شی
بری و با دیگری هم نفس شی
خواستی بگی میشه تو دام بی افتم
بعدش بگی دیدی بهت نگفتم
از چشه من افتادی نازنینم
دوست ندارم دیگه تورو ببینم
اون کسی که دم میزد ازحسادت
اگه بمریدم نمیاد عیادت
منم میخوام اتمامه حجت کنم
خیاله هردومونو راحت کنم
اگه دلت همین حالا بشکنه
بهتراز آوارگیهای منه
من کسیرو میخوام که عاشق باشه
اولو آخرش شقایق باشه
من کسی رو می خوام که نیست مثله تو
پشیمونم دوست ندارم برو
پشیمونی گرچه نداره سودی
خوب شد که فهمیدم ولی به زودی
من کسی رو می خوام که نازو کم کم
صدام کنه مثله فرشته مریم
مثله همون روزای آشنایی
نه مثله حالا نه مثله رهایی
جواب بدی ندی دیگه تمومه
نمی دونم جواب واسه کدومه
نامه هامو از بس جواب ندادی
جواب بدی شاید بشه زیادی
شاخه نباتم که بشه واسته
دل نمیدم دیگه به این رابته
اما یادت باشه که این آدما
کم نبودن پیشم ولیکن شما
نیستید مثله اون روزای طلایی
کی گفت دوسه تابخش داره جدایی
جدایی هرغمش هزارتا بخشه
دل میسوزونه مثله آذرخشه
من هرچی دوست دارم تموم شه نامه
دلم میاد بازم میده ادامه
دیگه تموم شد اون همه غمو رنج
وقته قراروشوق ساعت پنج
بروبروپیشه هرکسی که دوست داری
حق نداری اسم منم بیاری
بخوای نخوای زود برو به سلامت
خدا کنه بین ماها قضاوت
غصه نخورمسافراینجا ماهم قریبیم
از دیدن نورماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز
نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اینجا ولی آسمون اشک ریختنم بلد نیست
غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت
فدای برق نازه اون چشای قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که اینو میدونم که تو چقد صبوری
غصه نخور مسافر بازم میای به زودی
مارو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر
غصه نخور مسافر غصه اثرنداره
از دله تومیدونم هیچکی خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند
اردیبهشت که میشه تو برمیگردی لبخند
غصه نخور مسافرهمیشه اینجوری نیست
همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخورستاره
غصه نخور مگه تو کناره دریا نیستی
من چشم به رات میمونم ببین تو تنها نیستی
غصه نخورمسافرغصه کاره گناه نیست
سفر یه امتحان به جونه تو بلا نیست
غصه نخور مسافرتو خوده آسمونی
در آرزوی روزی که بیایی و بمونی
توی باغها گل سرخی توی آسمون ستاره
جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره
تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم
شب که چشمامو میبندم باز نمیذاری بخوابم
عکستو تو جور عجیبی توی چشمام میدرخشه
دیوونه ام خدا می دونه کاش خودش منو ببخشه
توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون
توهمونی که گرونه نمیاد به دستم آسون
وقتی من تو آسمونم تو توی راه زمینی
مشکل اینه چون عزیزی هرجا باشی نازنینی
سفر دورو درازت بی خطر باشه الهی
بی خبر منو گذاشتی ولی نه تو بی گناهی
قیمت نگاه نازت خیلیه مثله صداقت
مثله خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت
توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم
چه شکنجه قشنگی میکشی منو تو کم کم
چه تفاهمی تو عاقل دله من ماتو دیوونه
درونم دست چشاته اینم آخرین بهونه
دله تو یه وقتا سنگه یه روزم مثله بلوری
شبا گاهی قرص ماهی یه روزم یه تیکه نوری
حوصله که داشته باشی دو سه جمله میگی گاهی
اما میلت که نباشه نداری حتی نگاهی
چون غروب خیلی قشنگه تو خوده خوده غروبی
چی بگم قطیه واژس هرچی هستی خیلی خوبی
عکس نازتو گذاشتم گوشه سفید دفتر
تا دیگه هیشکی نبینه هرچی پنهون باشه بهتر
مثله آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
ولی هر رنگی که باشی منو دوست نداری هرگز
یه روزی میشی یه دریا فرداش اما مثله کوهی
هرچی که دلت می خواد باش هرجا باشی با شکوهی
لااقل خوب شد که لطفی کردیو واسم نوشتی
معنیه حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی
دلمو دادم به دست تو برای یادگاری
قابلی نداره بردارمی دونم دوسم نداری
وقتی که بارون می گیره چشام ازعشق توخیسه
دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه
تنها آرزوم همینه تا یادم نرفته راستی
کاش یه روز بهم بگی که من همونم که می خواستی
دلم می خواد یه چیزیرو بدونی
دیگه نه عاشقی نه مهربونی
منم دیگه تصمیممو گرفتم
اصلا نمی خوام که پیشم بمونی
یه شب که داشتم فکرامو میکردم
دیدم با تو تلف شده جوونی
یه جا یه جمله قشنگی دیدم
عاشقو باید از خودت برونی
چه شعرایی من واسه تو نوشتم
توهمه چیز بودی جز آسمونی
یادت میاد منتمو کشیدی
تا که فقط بهت بدم نشونی
یادت میاد روی درخت نوشتی
تا عمر داری برای من می خونی
یادت میاد حتی سلام منوگفتی به هیچ کسی نمی رسونی
حالا بیارعکسامو تا تموم شه اگه که وقت داری اگه می تونی
نگو خجالت می کشی می دونم تو خیلی وقته دیگه ماله اونی
خوش باشی هرجا که میری الهی واست تلافی نکنه زمونی
آسمون آرزومون پر از ابرای تیره
لالایی واست بخونم تا شاید خوابت بگیره
اگه از خواب نپریدی توی خواب خدارو دیدی
یه جوری بپرس ازش که دلامون چرا اسیره
باز که چشماتو نبستی ببینم باز که نشستی
می دونم یه جوری هستی که دلت ازهمه سیره
اما بهتره بدونی طبق اصله مهربونی
دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزیره
چشای تو شده خسته بغضه آرزوت شکسته
اما باز توفکراینی اگه من رو نپذیره
بهتره بیدارنشینی اونو توی خواب ببینی
واسه دیوونه بودن عزیزم همیشه دیره
خوشبحال بعضی مردم که شدن توزندگی گم
التماس بی گناها پیششون چقد حقیره
نه به فکرعطر یاسن نه به فکرالتماسن
خنده داره واسشون که دله ما یه جایی گیره
چی بگم شبم تموم شد ندیدم اونو حروم شد
کاش میدونست یکی اینجا بد جوری واسش میمیره
کاش که بود یه قطره بارون واسه طرح نامه هامون
به دله همیشه دریات از کسی که تو کویره
عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم
دوست دارم که ما یه جور ازهم دیگه جدا بشیم
فکرشو کردم گفتم واسه چی دیوونه شیم
بهتره ما هم مثله تمومه عاقلا بشیم
می دونی دیدم نمیشه منو تو با هم باشیم
هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم
ما دو تا اسیره همدیگه شدیم یه جور بد
کاش فراموش کنیمو از دست هم رها بشیم
دور شدیم از حرفای روزهای آشناییمون
سخته اما بیا باز مثله قریبه ها بشیم
ستاره خواستم بچینم دیگه دستم نرسید
ما باید نزدیکترازاین به ستاره ها بشیم
یه چیزی مثله یه شک منو رها نمی کنه
بیا امشبو منو تو غرق یه دعا بشیم
فکرشو کردی دیگه خدامارو دوست نداره
بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم
خواستم امتحان کنم تورو ببینم چی میگی
بیا به هرچی که بود تو شعر بی اعتنا بشیم
به چشمای خودت قسم دیگه بهت نمی رسم
وصاله تو خیالیه وای که دلم چه حالیه
یادت میاد بهارمون دلای بی قرارمون
قایم شدن تو کوچه ها دور از نگاه بچه ها
بازیهای عروسکی آخ که چه حیف شد کودکی
یکم برس بازبه خودت می خوام بیام تولدت
اون وقتا این جوری نبود راهت به این دوری نبود
حالا که عاشقت شدم نیستی دیگه ماله خودم
پاییز چه فصله زردیه عاشقی ام چه دردیه
گم شده باز بادبدکم تونمیایی به کمکم
می خوام دستاتو بگیرم تو بمونی من بمیرم
عاشقیم نوبتیه آخ که چه بد عادتیه
من نگرانم واسه تو قبله دیگران نشو
اشکم به این زولالیه دله تو از من خالیه
تو مه عشق تو گمم حلاکه یه تبصمم
تو شدی ماله دیگری چه جور دلت اومد بری
قفلا که بی کلید شدن چشا به درسفید شدن
چه امتحان خوبیه دوریت عجب غروبیه
بارون شدیده نازنین از تو بعیده نازنین
خاطر رو جا نذاری باز منو تنها نذاری
اون وقتا مهمونت بودم دنیارو مدیونت بودم
اون وقتا مجنونم بودی کلی پریشونم بودی
قصه حالا عوض شده صحبت یه تولده
قلبتو دادی به کسی یکم واسم دل واپسی
ستارمون یادت میاد دلواپسم خیلی زیاد
فقط تماشا می کنی بعدش فاهاشا میکنی
چه لطفی به من میکنی تکلیفو روشن میکنی
میگی گذشت گذشته ها چه راحتان فرشته ها
سربه سرم که نذاری بگو یکم دوسم داری
نمی مونی من می مونم میری یه روزی می دونم
اولا مهربونترن اونایی که همسفرن
اشکه منم که جاریه نگه دار یادگاریه
می سپارمت دست خدا اگه دوسم داشتی بیا
واسه ما جشن تولد یه بهونه بود همیشه
که رو هدیه بنویسیم دلم از تو دور نمیشه
کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به حرمت دلهای مسافر
هر شب روی شفافترین خاطره مهمانی بود
کاش دریا کمی از درده خودش کم می کرد
قرض میداد به ما هرچه پریشانی بود
کاش به تشنگیه پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار منو لحنه تو انسانی بود
مثله حافظ که پراز معجزه و الهام است
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چقدر شعر نوشتیم برای باران
قافل از آن دله دیووانه که بارانی بود
کاش سهراب نمی رفت به این زودیها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دلها پره افسانه نیما میشد
وبه یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش اسمه همه دخترکانه اینجا نام گلهای پرازشبنم ایرانی بود
کاش چشمانه پرازپرسش مردم کمترغرق این زندگیه سنگیو سیمانی بود
کاش دنیای دله ما شبی ازاین شبها غرق هرچیزکه می خواهی ومی دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مثرع پایانی بود
این روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
درد تمومه عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو آینه ها فقط غمه زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غمه ندیدنه
مشکله این ستارها یکم ستاره چیدنه
این روزا کاره گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روزا آسمونمون پرازشکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلای پاکو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به دیگری سپردنه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا قصه و بی وفاییه
جرمه تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس یکی دوتا قنارییه
شبا غمه قنارییا تو خواب خونه جارییه
این روزا چشمای همه غرق نیازو شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارونه غمه
این روزا ورد بچه ها بازیه چرخو فلکه
قلبای مثله دریامون پر از خراشو ترکه
این روزا عادت گلا مرگو بهونه کردنه
کار چشای آدما دل رو دیوونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگیارو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بامه پاک آسمون ستاررو شموردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حصرت یه عابره
هرجا یکی منتظره ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمیگرده به خونه
چشمای خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه ی دل سوزوندنه
خلاصه ی حرف همه پر زدنو نموندنه
این روزا درد آدما فقط غمه بی کسیه
زندگیشون حاصلی ازحصرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختیه ما پشت مه نبودنه
کار تمومه شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتنه چتر تو بارونه
چشمای خیسو ابریشون هم پای رود کارونه
این روزا دوستا همدیگه با هم صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگرو جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سختو سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگو رنگیه
این روزا جرمه عاشقی شهر دلو فروختنه
چاره فقط نشستنو به پای چشمی سوختنه
اسمه گلارو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرحمه
این روزا اشکمون فقط چاره بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصله قربت عشقو بیدای مجنونه
بغضای کاله باغچه ها منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگرو گم میکنن
دلای پاکو سادرو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشته نقاب پنجره
کمتر میبینی کسیرو که تا ابد منتظره
مردمه ما به هم دیگه فقط زود عادت میکنن
حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزارو دوست ندارن
پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیسو کال دارن
چند تا غمو یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یه کم دلواپس کودکه همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشونو پل میکمم
دردای ارغوانیرو با هم تحمل میکنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان میمونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیوونه همیشگی
فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت
دلم واست تنگ شده بود این نامرو واست نوشت
حاله منو اگه بخوای رنگه گلای قالیه
جای نگاهت بدجوری تو صحنه چشمام خالیه
ابرا همه پیشه منن اینجا هوا پرازغمه
از غصه هام هرچی بگم جونه خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کناره آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون
فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتیو من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد وقسمت من آوارگی
نمی دونی چقد دلم تنگ برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راحته
یه قلب تنها وکبود هلاکه یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
روزات بلندیو کوتاه دوست شدی اونجا با کسی
بیشتر از این منو نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت منو گم نکنی تو دوده و شهر غریب
یه سرزمینه قربت با صدتا نیرنگو فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غمه غریبی عزیزم سردو شکستت نکنه
چادر شنه لطیفت وازروت شبا پس نزنی
تنگه بلوره آب و یه وقت ناقافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست برسره عهدمون بمون
منم تورو سپردمت دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پره کبوتره
زخمه دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره
غصه نخور تا تو بیای حاله منم اینجوریه
سرفه های مکررم ماله هوای دوریه
گلدونه شمعدونیمونم عجیب واست دلواپسه
مثله یه بچه که باره اول میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدونه من خوش میگذره
دلت می خواد می یومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشمه دیگم به آسمون
یادت میاد گریه هامو ریختم کناره پنجره
داد کشیدم ترو خدا نامه بده یادت نره
یادت میاد خندیدیو گفتی حالا بذار برم
تو رفتیو من تا حالا کناره در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری منو فراموش میکنی
فانوسه آرزوهامونو داری خاموش می کنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با اینکه من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنینتو با چنتا گل کنارمه
یه بغضه کهنه چند روزه دائم درانتظارمه
تنها دلیله زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دله بهونه گیر
مگه نگفتم چشاتو از چشمه من هیچ وقت نگیر
حرفه منو به دل نگیر همش ماله غریبیه
تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدونه تو اینجا واسم جهنمه
دیواره خونمون پر از سایه ی غصه وغمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور میزنه این دلو بی خبر نذار
ترو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دوردارم سفارش میکنم
به جونه تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درد و چندتا عذاب
میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکیه خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سربه سره دل میذاره
وحید همون کسی که بیشتر ازهمه دوست داره
می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشمو تو باشیو یک شبه مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون یاسهای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکستورو تو خواب گلها ببینم
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگیم یه حرفه رنگی بخونی
امشب می خوام برای تو یه فاله حافظ بگیرم
اگر که خوب درنیومد به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
امشب می خوام رو آسمون عکس چشاتو بکشم
اگه نگاهم نکنی نازه نگاتو بکشم
می خوام تورو قسم بدم به جونه هرچی عاشقه
به جونه هرچی قلبه صاف رنگه گله شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر ازاینجا نری
بدونه یه خدا حافظی پرنزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
اگه بری شبا چشام یه لحظه ام خواب ندارن
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت میاد بری بدونه من بری سفر
بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم
اسمه تورو مثله گلا تو گلدونا کاشته باشم
حتی اگه دلت نخواد اسمه تو تو قلبه منه
چهره تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه
ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم
شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم
ای کاش بدونی چشاتو به صدتا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تورو به صدتا دریا نمی دم
به آرزوهام میرسم اگرکه تو پیشم باشی
اون وقت خوشبخت میشم مثله فرشته ها تو نقاشی
تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگو نم نمه
هوای رفتن که کنی مرگه گلای مریمه
نگام کن و برام بگو بگومیری یا می مونی
بگو دوسم داری یا نه مرگ گلای شمعدونی
نامه داره تموم میشه مثله تمومه نامه ها
اما تو مثله آسمون عاشقی و بی انتها
هنوزم در پی اونم که میشه عاشقش باشم
مثله دریای من باشه منم چون قایقش باشم
هنوزم در پی اونم که عمری مرحمم باشه
شریکه خنده و شادی رفیق ماتمم باشه
هنوزم در پی اونم که عشقش سادگی باشه
نگاهای پر از مهرش پناه خستگیم باشه
میگن جوینده یابندس ولی پاهای من خستست
من حتی با همین پاهام میرم تا حدی که جا هست
هنوزم در پی اونم که اشکامو روی گونم
با اون دستای پرمهرش کنه پاکو بگه جونم بگه جونم
نکن گریه منم اینجام بذاردستاتو تو دستام
تو احساس منو می خوای منم ای وای تورو می خوام
خدایا عشقه من پاکه درست عشقی از خاکه
منم اون عاشق خاکی که ازعشق تو دل چاکه
